رهام جانرهام جان، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره

رهام لبخند خدا

مدل جدید شیر خوردن

اینم مدل جدید شیر خوردن قند عسل مامان البته ٢ماه که دیگه شیشه نمی خوره الهی بمیرم برات مامان جونم آخه شیشه رو خیلی دوست داری ولی به خاطر خودته پسرم مامانو ببخش.   ...
1 اسفند 1391

یک روز برفی

مامان و گل پسری با هم این آدم برفی رو درست کردن. رهام با بیلچه برف میاورد برام و هر بار می گفت مامان برف مامان برف .خیلی بهمون خوش گذشت آخر سر هم کلی به هم برف پاشیدیم و بدو بدو کردیم.قربونش برم مواظب بود که دستکشهاش برفی نشه آخه خیلی دوستشون داره. ...
21 بهمن 1391

گل پسرم 2ساله شد

پسر عزیزم تولدت مبارک.چون  ١سالگیتو نتونسته بودم برات تولد بگیرم میخواستم در تولد ٢سالگیت جبران کنم.بابا برات کارتهای خوشگلی خریده بود که با اون کارتها مهمونها رو دعوت کنیم.یک شب قبلشم با زن عمو سعیده و بابا خونه رو تزئین کردیم تو خواب بودی وقتی بیدار شدی حسابی ذوق کردی. بابایی و مامانی هم خونمون بوندن.روز تولد همه مهمونها زحمت کشیدن اومدن وکلی کادوهای خوشکل برات آوردن.البته تو خیلی بهانه گرفتی میخواستی بابا هم باشه تو تولد ولی نمیشد آخه مهمونی زنونه بود.بابا خونه عمو صمد بود تو هم یا اونجا بودی یا وقتی میومدی منو محکم بغل میکردی. خاله منا برات یه اس ام اس قشنگ فرستاده بود. چه لطیف است حس آغازی دوباره وچه زیباست رسیدن دوباره ...
30 آبان 1391

تابستان 91

تابستان همیشه منتظر مهمان هستیم این دفعه هم دایی فرشید اینا خاله فروغ اینا خاله منا اینا همگی اومدن خونمون که ما هم حیران وسد سوهابردیمشون دایی فرشید اینا زود برگشتن ماهم با خاله فروغ ایناوخاله منا اینا رفتیم تبریز اونجا هم به روستای کندوان سر زدیم که واقعا دیدنی بود خونه های کله قندی که در دل کوه درست شده بود وهمین طور به ایل گلی رفتیم که خیلی قشنگ بود.   ...
18 مهر 1391