رهام جانرهام جان، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

رهام لبخند خدا

یک مسافرت زمستانی

1392/10/17 15:11
نویسنده : مامان مهسا
250 بازدید
اشتراک گذاری

٢دیماه یک فرصتی پیش اومد که یک مسافرت چندروزه بریم خونه خاله فروغ تهران واز اونجا همراه دوست بابا عمو مسعود و خاله ندا بریم کیش.از نمین که حرکت کردیم هوا ٢٥- درجه بود و کیش ٢٥+ (فکر کنم اگه تهران توقف نداشتیم حتما ترک ور میداشتیم).خلاصه خیلی خوش گذشت جایه همگی خالی هوا عالی بود. خلیج فارس هم که زیباییش بی حدو مرز بود.البته ناگفته نمونه که در حین banana سواری واژگون شدیم تو آب که به نظر خودم کل مسافرت یک طرف وا ین آبتنی اجباری هم یک طرف که بسیار عالی بود.

شما هم خیلی کیف کردین اینکه دیگه لازم نبود شالگردن و کلاه و کاپشن و چکمه بپوشی.کلی آب بازی و شن بازی و ماشین سواری کردی.تو یه یکی از پاساژ ها دست بابا رو گرفتی گفتی بیا کارت دارم تو یه  angry bird دیده بودی که البته فاصلش با ما خیلی زیاد بود.بابا هم اونو برات خرید که دیگه تمامه مدت بغلت بود.

پسندها (2)

نظرات (1)

مامان ابوالفضل
22 دی 92 20:19
خاله قربونت برم خودت و این موهات که این همه تعریفشون رو شنیدم کلی کیف کردم با عکسهات آخه خاله جون همه جا میری اهواز نمیایی فدات بشم من